کتاب پیرمرد و دریا

پیرمرد و دریا
رمان پیرمرد و دریا نوشته ارنست همینگوی (ترجمه نجف دریابندری)

قبل از توضیح در مورد کتاب و داستان، باید در مورد همینگوی حق رو ادا کنیم.
ارنست همینگوی توانسته تا حدی جهان ادبی را تحت تاثیر شیوه نویسندگی خود قرار دهد و نوشته های او آنقدر سلیس و روان است که در هنگام خواندن آن ها، تا حدودی صدای آن را هم میشنویم و در حدی در داستان های او فرو خواهیم رفت، که فرصتی برای توجه به اطراف نخواهیم داشت.
همینگوی نثر ساده ای دارد و این، رمز نوشته های شیوای اوست. کمتر افرادی هستند که آثار همینگوی را مورد نقد منفی قرار دهند چرا که اغلب خوانندگان به نوشته های او اعتیاد پیدا خواهند کرد. و شاید این تنها نقدی باشد که وارد است.

پیرمرد و دریا داستان پیرمرد ماهیگیریست که به روایت ذهن نویسنده، مدت زیادیست که موفق به صید نشده و مورد قهر دریا قرار گرفته، و پس از گذشت یک دوره 84 روزه از این شکست های مداوم، تصمیم به غلبه بر این بد شانسی می گیرد.

سانتیاگوی ماهیگیر به دل آب های دور می زند و در تلاطم امواجی که مشت های خواننده را در هم گره میزنند جواب استقامت و پایداری خود را می گیرد.

بعبارتی سانتیاگو دریا و ماهیان را شکست می دهد و خود تقدیر را می نویسد، این همان تضادیست که بشر با آن در تعامل است.
سانتیاگو نمونه ای از انسان شکست ناپذیر می شود، و جادوی قلم همینگوی سانتیاگو را به موجودی زنده و فراموش نشدنی در ذهن خواننده تبدیل می کند.